مرگ سهم ماست می دانم

مرگ سهم ماست می دانم قسمت چشمهای بارانی گریه بی صداست می دانم مادرم با نگاه خود می گفت زندگی اشتباست می دانم یک نفر بهانه می گیرد در دلش جای پاست می دانم یک نفر بی گناه می میرد آه او آشناست می دانم ....
ادامه مطلب
اگر مردن سزای عاشقان است؟ ღ♥ღ ღ♥ღ♥ღ♥ღ ღ♥ღ برای مردنم هر شب دعا کن

کنار خیابون ایستاده بود
تنها ، بدون چتر ،
اشاره کرد مستقیم ...
جلوی پاش ترمز کردم ،
در عقب رو باز کرد و نشست ،
آدمای تنها بهترین مسافرن برای یک راننده تنها ،
- ممنون
- خواهش می کنم ...
حواسم به برف پاک کنای ماشین بود که یکی در میون کار می کردن و قطره های بارون که درشت و محکم خودشون می کوبوندن به شیشه ماشین ،
یک لحظه کوتاه کافی بود که همه چیز منو به هم بریزه ،
و اون لحظه ، لحظه ای بود که چشم های من صورتش رو توی آینه ماشین تماشا کرد ،
نفسم حبس شد ، پام ناخودآگاه چسبید روی ترمز ،
- چیزی شده ؟
لطفا برای خواندن بقیه داستان به بخش ادامه مطلب مراجعه کنید
مدير وبلاگ: حمیدرضامبارکی
ايميل هاي بسياري طي روز گذشته دريافت كردم كه از من خواسته شده بود ساير تكنيك هاي موجود در مناسبات بين زوجين را برايتان شرح دهم.خيلي از موارديكه از آنها به عنوان تكنيك ياد ميشود در واقع كارهاي روزانه ميباشند.همانطور كه گفتم كشش جنسي زن داراي مراحل مختلفي بوده كه آرامش بخشيدن به آن مستلزم رابطه جنسي نميباشد.بلكه كارهاي عمومي تر و ساده تر براحتي ميتواند خيلي تاثير گذارتر از رابطه جنسي باشد..توصيه من به شما اين است:كارهاي شخصي همسرتان را انجام دهيد!!
من بطور خلاصه و فهرست وار چند كار از اين جمله را برايتان ميشمارم….
براي مطالعه به ادامه ي مطلب برويد

صدای قدمهات ,حضور چشمهات, گرمای نفسهات, لباس آبيت, دستهايی که هديه عشقو تو سبد زندگی ميگذاره . ابروهايی که وقتی بهش خيره ميشم ,غمهامو پاک ميکنه . لبخندت که دلمو لرزوند همش توی ذهنم حک شده .ياد لحظه ای افتادم که اولين بار ديدمت . يادته چقدر بهت نگاه کردم .يادته چقدر معصوميت تو چشمهات بود. يادته چطوری به سوالهام جواب دادی . يادته چطوری اسيرم کردی .يادته چطوری ديوونم کردی .حالا ديگه من به فال اعتقاد پيدا کردم چون يادآور يه لحظه گرمه که ۱ بار تو زندگيم اتفاق افتاد

وقتی که نم نم بارون از روزای رفته ميگه
وقتی که قطره اشکی از دلی شکسته ميگه
وقتی بوی خاک کوچه شوق کودکی مياره
وقتی باد سرد پاييز تورو ياد من مياره
به خودم ميگم که به عمرم چه گذشت
چی برام مونده به جز اين سرگذشت
ديگه اين شهر غريبه ,ديگه اين کوچه خلوت
چيزی يادم نمياره جز غم ونکبت و غربت
نه روزام داره يه خورشيد, نه شبام داره ستاره
توی عمر تيره روزا , روز و شب فرقی نداره
تيم باشگاهی جهان شرکت کنيد
و به استقلال رای دهيد
براي اين منضور اينجا كليك كنيد و در صفحه ظاهرشده بر روی
Click here vote for Esteghlal كليك كنيد
و اگر نشد ميتونيد بريد به اين آدرسhttp://www.voteyourteam.com/Asia/Iran.aspx
و رویClick here vote for Esteghlal كليك كنيد
استقلال سرور و سالار آسيا
تا كور شود هر آنكه نتواند ديد
به ادامه مطلب برو و عكسهای بازی استقلال و راه آهن را ببين
همه ما پنهانی ودر نهان، دل گفته هایی با خدا داریم، کسی از آن خبر ندارد وخود می گوییم و خدا شنونده است. آن چه می آید بخشی هایی ازگفتگوهای «من وشما» ،با خداست .
|
مدیر وبلاگ : حمیدرضا مبارکی |
| بازم عکس | ||
| سلام ياشار امیدوارم رضایت تو رو بتونم جلب کنم با این همه عکس
های که میزارم. برو به ادامه همين مطلب |

غصه هابسته ست
شبهای تاریک و سیاه بهم پیوسته ست
روزگار٫ سختی دل های پر از کینه ست
زندگی٫شعر زندگانی من است
خاطراتم٫مثل یه پرنده ی بال شکسته ست
پشت در قلب من کسی نشسته ست
چشم من دنبال آن یار به دل نشسته ست
ما به دنبال هم هستیم وچشم هایمان بسته ست
عشق ما به یکدیگر مثالی ست که دهانها بسته ست
اما دل من خسته ست
روبه روی من دیوار و پشت سرم بسته ست
نوری از آسمان پیدا و چشم های من بسته ست
زندگی در چرخش و جنگ است
اینجا همه چی تنگ است...![]()
موفق و پیروز باشید، دوستون دارم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بای![]()
تورو به خدابه من گیر ندین یه وقت٪
یاشار جون میدونم الآن بمی امیدوارم استفادشو ببری
مدیر وبلاگ: حمیدرضا
افراد غمگيـن به مهـتـاب نگاه ميكنند تا غم از دلشان دور شود ، اما ای مـاه امشب تو به خاطر بخـت من نـاراحتـی
من امـيد داشتم بخت خود را در تو ببينـم اما می بينـم كه تو هم غبـار گرفته هستي ، بخت مرا نشـان نمي دهـد
خورشـيد لباس تيره ای از ابر پوشيده است ، لباس خوب فصل پايـيـز خورشـيد هميشه ابریست
بگذار تا حانم در طلب معشـوق فـدا شود زيرا كاری بهتر از اين نمی توانم انجام بـدم
امشـب ای مـاه آسمانی آرامش ببـخش دل من هستی ، زيرا ای مـاه درد من و تو يكـی است
تو ای كسی كه برای رسيدن به معشوق دائم در حال حركتی ، مثل من هيچ وقت آسايش نداشتی
هر شـب يك دامن اشك می باری مـاه ستـارگان و خورشـيد پروين قطرات اشك تـو هستند
تا چه زماني به اين قـلـب غمگين سركشی ميكنی ای پرستو(معشـوق)
ای معشـوق كه با آمدنـت خبر از فصل بـهـار ميدهی
- و نگاهـم
مثـل يك حـرف دروغ
شرمگيـن و فروافتـاده اسـت


میدونی که دوست دارم
میدونم که نمییای ببینی
پسر دانا:حمیدرضا جونت
بت شکن آمد ودیدیم که پیمان شکن است
مذهب مرجع تقلید اگر بی وطنی است
سجده بر خاک وطن مذهب و آئین من است