عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی اشك حسرت ريختن
عشق يعنی لحظه هاي التهاب
عشق يعنی لحظه هاي ناب ناب
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی سرورای آويختن
عشق يعنی زندگی را باختن
عشق يعنی عطر گلهای سفيد
کوچه ها، خونه ها، تموم عاشقا رفتن از اینجا
یه غربت موند و من تنهای تنها ، یه غربت مونده و من تنهای تنها
کوچه ها، خونه ها، تموم عاشقا رفتن از اینجا ، یه غربت مونده و من تنهای تنها
کوچه ها، خونه ها، تموم عاشقا رفتن از اینجا ، یه غربت مونده و من تنهای تنها
یه غربت از جنس سفر ، یه جاده ی تاریک و دور
منی که پرسه میزنم ، تو تاریکی به سوی نور
سرگردونم وای ، سرگردونم
شب تو سکوت کوچه ها ، به ساز دل زخمه زدم
با این که همراهی نبود، تا آخرین لحظه زدم
شب از ترانه پر شد و من از هوای عاشقی
نشد که از اینجا برم حتی واسه دقایقی ، حتی واسه دقایقی
یه غربت از جنس سفر ، یه جاده ی تاریک و دور
منی که پرسه میزنم ، تو تاریکی به سوی نور
سرگردونم وای ، سرگردونم
شب تو سکوت کوچه ها ، به ساز دل زخمه زدم
به این که همراهی نبود ، تا آخرین لحظه زدم
شب از ترانه پر شد و من از هوای عاشقی
نشد که از اینجا برم حتی واسه دقایقی ، حتی واسه دقایقی
کوچه ها، خونه ها، تموم عاشقا رفتن از اینجا
یه غربت مونده و من تنهای تنها
کوچه ها، خونه ها، تموم عاشقا رفتن از اینجا ، یه غربت مونده و من
تنهای تنها ، تنهای تنها



