تبليغاتX
ساقی شب

sam31367

HAMi

sam31367

http://sam31367.blogfa.com

ساقی شب

ساقی شب

ساقی شب

سلام

میخوام یه حرف تکراری رو باهاتون بزنم اگه فکر میکنید شاید علاف نشید اشتباه میکنید; همون حرفای کلیشه ای که شاعرش میگه

« هرگز غم دو روز عمر مرا یاد نگشت روزی که نیامده است و روزی که گذشت »

آره عزیزانم شادترین مردم لزوما بهترین چیزا رو ندارن اونا فقط از چیزایی که سر راهشون میاد بهترین استفاده رو می کنن قشنگترین آینده ها همیشه بر پایه یه گذشته فراموش شده بنا میشه تو نمیتونی تو زندگی پیشرفت کنی مگه اینکه اجازه بدی خطاها و رنجهای روحی گذشتت از ذهنت بره و تو رو راحت بزاره در مورد آینده هم همینطوره نباید اصلا غصشو بخوری همون شاعر یعنی عمر خیام بازم میگه :

« امروز ترا دسترس فردا نیست و اندیشه فردات بجز سودا نیست »

این جمله رو هم نمیدونم مال کیه ولی خیلی دوسش دارم :

« تلخی گذشته و تاریکی آینده امروز را به باد میدهید. »

بهبه، یکی نیست بیاد این حرفا رو به خودم بزنه، نیست ؟ نبود؟

خدایا سعادتی نصیبمون کن تا بتونیم حال خود را درک کنیم و در لحظه زندگی کنیم.


يادت هست روزی را که آمدی؟ چقدر تنها بودم، چقدر در سياهيها گم شده بودم؟ در نامردمی ها! و...

من همان شقايقم که می خواهم بنگارم برايت شايد دلت کمی نرم شد و بخشيدی ام!!!

روزی که آمدی توانستم تنهاييم را با تو قسمت کنم و چه حس زيبايی بود بودنت و مهربانيت...دستانم به دنبال دستی می گشت برای دوستی، دلم به دنبال دلی و روح سرگردانم به دنبال مأمنی برای آرامش که تو آمدی...


________________________
اميدوارم در اين وبلاگ دقايقی خوبی را سپری كنيد . خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

____________________
دوستان يادگاری یادتون نره% اگر مردن سزای عاشقان است؟ ღ♥ღ ღ♥ღ♥ღ♥ღ ღ♥ღ برای مردنم هر شب دعا کن

ساقی شب

اگر مردن سزای عاشقان است؟ ღ♥ღ ღ♥ღ♥ღ♥ღ ღ♥ღ برای مردنم هر شب دعا کن
هیچ وقت نمی دانستم تنهایی چیست؟

زیباترین بهانه زندگیم

 نمی دانم وقتی که آرام در نگاهم نشستی شاد باشم یا غمگین؟


به برکت وجود تو بود که طعم زندگی را چشیدم نگاهم که به آینه گره می خورد جمع شدن

 قطره قطره تو را دیدم و اینکه آماده باش برای جدایی باید رها شوی بر پهنای صورتم بغلتی

 و شادمانه مرا در این سوگ تنهاییم بیشتر فرو ببری . 

بهانه چشمهایم کمی آرام تر از دیدگانم جدا شو تا من هم به پاس مهربانیت قطره ای دیگر نثارت کنم .

 نمی دانم اگر روزی نیایی کدام دست گونه های خشکیده مرا سیراب میکند.

Click to view full size image

هیچ وقت نمی دانستم تنهایی چیست؟

تا زمانی که از تو دور شدم!

 حالا تنها چیزی که می خواهم این است که یک بار دیگر در کنارت باشم. 

+ نوشته شده در ساعت 20:43 توسط HAMi

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا